ببخشید اگه کمی دیر شد. ترجیح دادم مطلب جالب و جامعی پیدا کنم تا اینکه الکی صفحه وبلاگو پُر کنم. امیدوارم خوشتون بیاد.

مطالب این قسمت از سایت    Wikipedia   گرفته شده و البته کمی هم ویرایش شده.


کُرمانج نام گروه بزرگی از کُردها است که به گویش کُرمانجی سخن می‌گویند.

کُرمانج" که به " کُرد شمال " نیز معروف است کم و بیش حدود 70% تمام کُردهای جهان را که امروزه در بیش از 30 کشور جهان پراکنده اند شامل می شود .

با این حال مهمترین سکونتگاههای کُرمانج ها عبارتند از : سراسر جنوب و بخش هایی از شرق و مناطق مرکزی ترکیه یا کُردستان ترکیه، کُردستان سوریه، کُردستان عراق و بسیاری از کشورهای آسیای میانه و اروپا که بعضا جوامع چند صد هزار نفری کُرمانج ها را در خود جا داده اند .

کُرمانج‌ها در نواحی مختلف ایران پراکنده هستند از جمله در نواحی‌ای از بلوچستان و سیستان و در ناحیهٔ دماوند (تهران) به ویژه در روستاهای سربندان، جابان و سرخده و شهرستان رودبار به ویژه عمارلو و خورگام ساکن هستند.

یکی از مهمترین نقاط کُرمانج نشین که به شواهد آمار حدود دو میلیون نفر از این قوم در آن زندگی و متأسفانه به دلیل جدا بودن از دیگر نقاط تجمع کُردها کمتر مورد توجه بوده "شمال خراسان " و شمال شرقی ایران است .

کُرمانجی در سرتاسر کُردستان ترکیه و کُردستان سوریه، بخشی از کُردستان عراق، استان آذربایجان غربی در شهرستان‌های ارومیه، سلماس، خوی، ماکو، چالدران تکلم می‌شود.

همچنین در شمال شرق ایران و در استان‌های خراسان شمالی و خراسان رضوی گویش غالب در شهرستان‌های بجنورد، اسفراین، قوچان، شیروان، کلات نادری و "مانه و سملقان"، کُرمانجی است.

کُرمانجی در شهرستان‌های درگز، چناران و فاروج با در اختیار داشتن درصدی بالا، زبان دوم است. با توجه به مهاجرت‌های گستره از سایر شهرهای کُرد زبان شمال خراسان به مشهد شمار کُرمانج‌های ساکن در مشهد قابل توجه است .

در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش میباشد که عمده ساکنان بخش خورگام که شامل روستاهای بره سر چها محل جلالده وبیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به زبان کُرمانجی صحبت میکنند پیرکوه و کرماک و دوسالدیه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل و نیز در قسمت‌های کُردنشین ارمنستان و قزاقستان و استان‌های کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجانبه کُردی کُرمانجی تکلم می‌شود.

بیشتر کُردهای ساکن اروپا به زبان کُرمانجی تکلم می‌کنند. کُرمانجی با آنکه از لهجه‌های مختلفی تشکیل شده‌است ولی لهجه مرجع و کتابی (معیار) آن به لهجه جزیری در کُردستان ترکیه شبیه‌است که از زمان‌های دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی تیران، ماموستا جیگر خوین و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کرده‌اند.

شرانی، شاقی {شکاکی}، موصولانلو، زاخورانی و صربیانی و شاهین دژ و بعضی از روستاهای شهرستان هشترود و ماه نشان در آذربایجان شرقی به این گویش سخن می‌گویند.این فقط گوشه‌ای از مناطقی بود که در آن کُرمانجی مرسوم است .

در مناطق دیگری مثل منطقه اوریاد درحوالی میانه و در روستاهای هشترود و شهرستان پری در آذربایجان شرقی نیز تا چند سال پیش مردم آنجا پوشش کُرمانجی داشتند و به این گویش سخن می‌گفتند که به تدریج و به علل خاص زبان خود را کنار گذاشته و ترکی صحبت کردند گرچه هنوز زبان کُرمانجی در پیرمردان و پیرزنان آن نواحی استفاده می‌شود.

در خراسان بزرگ نیز کُرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد اتصال می‏‏دهد و به مرز ترکمنستان محدود می‌شود، تکلم می‌شود. ساکنین برخی روستاهای ترکمنستان که هم مرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این زبان تکلم می‌کنند.

در اطراف شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کُرمانجی تکلم می‌کنند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیر انلو، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجی آباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفور آباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق و دلیلر 

بیش از دو سوم از کُرد زبانان جهان به گویش کُرمانجی تکلم می‌کنند.

کُرمانج‌های خراسان

مکان اصلی سکونت این قوم در ایران در شهرهای و روستاهای شمال خراسان رضوی و خراسان شمالی است. شهر قوچان، شیروان، بجنورد، اسفراین، چناران و درگز از مهمترین شهرهای سکونت این قوم اصیل ایرانی است و اکثر مردم این ناحیه به زبان کُرمانجی گویش دارند.

در کشور ترکمنستان نیز عده قابل توجه ای به زبان کُردی کُرمانجی تکلم دارند که از جمله انها می توان به شهر فیروزه اشاره کرد. کُرمانج‌ها از ایل های کُرد ایران بوده و از مهمترین آن‌ها می‌توان به زعفرانلو / بیچرانلو / قاچکانلو اشاره کرد.

به لحاظ زبانی همانند ویژگی های فیزیکی و رفتاری، کُردها در تمام شاخه ها شباهت بسیار دارند اما عمده تفاوت لهجه های آنان این است که به ترتیب از نقاط جنوبی به سمت شمال زبان کُردی به طرف ساده تر شدن و خلاصه گویی پیش می رود .

کُرمانج های خراسان نیز به تبع این تغییر با زبانی ساده تر و اختصار گراتر سخن می گویند و گر چه متأثر از زبان فارسی و عربی دخل و تصرفاتی در آن بعمل آمده، اما صد البته - برای کُرمانج های دیگر نقاط جهان براحتی قابل فهم و مکالمه است .

کُرمانج های خراسان به لحاظ مذهبی، تماما شیعه مذهبند و گویا یکی از عمده دلایل کوچ این قوم به خراسان شمالی نیز قرابت مذهبی با دیگر ایرانیان است .

مهمترین نقاط اسکان کُرمانج ها در خراسان عبارتند از شهرهای : قوچان، بجنورد، اسفراین، شیروان، مشهد، چناران، درگز، کلات، آشخانه، مانه و سملقان، فاروج، باجگیران، و ....

اما در مجموع حضور کُرمانج ها در روستاها نمود بیشتری دارد تا در شهرها چرا که اغلب آنان به مشاغلی همچون دامداری و کشاورزی مشغولند و بالطبع ناگزیر از زندگی کوچ نشینی و روستانشینی اند .

مهمترین ییلاقات عشایر این قوم شامل رشته کوههای گُلیل، هزار مسجد، آلاداغ و شاه جهان است . کُرمانج های خراسان مردمی مهربان و سخاوتمند و معروف به راستی و درستی اند . در طی سالهای حضور خود در خراسان، به نشانه حماسه آفرینی و سربلندی همیشه، بارها و بارها در مقابل هجوم اقوام آسیای میانه بویژه ترکمانان صف آرایی کرده اند و برای حراست از یار و دیار و دین و سرزمین خویش جان بر کف نهاده اند .

امثال سردار اِوض( عِـــوَض)،  ججوخان  و گل محمد معروف به "خان کلمیشی" از جمله سرداران و جنگاورانی هستند که در نبرد با دشمنان داخلی و خارجی خویش، تا سر حد مرگ ایستاده اند و اکنون پس از سالها، در میان اشعار ترانه ها و خاطرات مردم نام خود را جاودانه کرده اند .

کُرمانج های خراسان مردمی صاحب ذوق و شاعر مَسلک اند، چنانکه کمتر کسی از ایشان را می توان سراغ کرد که دستی در شعر و شاعری و آواز نداشته باشند . هزاران قطعه شعر در قالب های "لو "و "سه خشتی " در میان کُرمانجها زمزمه می شود که هیچکدام سراینده مشخصی ندارند و این خود از شکل دادن روح جمعی این قوم به این اشعار حکایت می کند . با این وجود، در میان کُرمانج های خراسان یک نام بزرگ و احترام انگیز به گوش می رسد که وقتی از شعر و آواز حرف می زنیم ناگزیر باید کنارش توقف کنیم و به احترام او کلاه از سر برداریم :

جعفر قلی زنگلی : جعفر قلی را هر کُرمانجی در خراسان می شناسد . شاید در میان اقوام و ملل به کمتر شاعری می توان برخورد که در این سطح و عمق به ذهن و زبان مردم راه یافته باشد . امروزه، دیوان جعفر قلی که به همت کلیم الله توحدی - محقق و نویسنده کُرد - گردآوری و منتشر شده است در اغلب خانه های کُرمانج زبانها یافت می شود .

زندگی او که مشهور است در جوانی او را عشقی شور انگیز به بیابانها و کوهستانها کشاند سرشار از رمز و راز و ابهام است . در واقع می توان گفت گر چه بیش از یک و نیم قرن از پایان حیات او نمی گذرد ولی کم و کیف زندگی جعفر قلی همانند معشو قه اش "ملواری " با تلفیقی از قصه پردازی و واقعیت در غبار حدس و گمان فرو رفته است .

الفبا و نوشتار

برای نوشتن کُرمانجی در ترکیه و سوریه از حروف لاتین، در کُردستان عراق و ایران از خط عربی و در قسمت کُردنشین ارمنستان از خط سیریلیک استفاده می‌شود.

در استان‌های خراسان رضوی، خراسان شمالی و آذربایجان غربی به عنوان مهمترین استان‌های کُرمانج‌نشین در ایران، کاربرد حروف لاتین در حال گسترش است.

الفبای کُردی از ۳۱ حرف تشکیل می‌شود:

A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z


زبان کردی دارای ۸ مصوت است:

 

کُردی

a

e

ê

i

î

o

u

û

 

فارسی

آ (مثل آرام)

أ (مثل اندک)

إ مثل (امروز)

‌ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

‌ای (مثل ایلام)

أ (مثل أردک)

او کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

او (مثل دوست)

 

 

و نیز دارای ۲۳ صامت است:


کُردی

b

c

ç

d

f

g

h

j

k

l

m

n

p

q

r

s

ş

t

v

w

x

y

z

 

فارسی

ب

ج

چ

د

ف

گ

ه

ژ

ک

ل

م

ن

پ

ق

ر

س

ش

ت

و (تو پُر) (مثل ویژگی)

و ( تو خالی ) (مثلwindow)

خ

ی (مثل یاور)

ز

 

 


در اینجا کلماتی را بعنوان نمونه در ارتباط  با هر یک از حروف الفبا ذکر کرده‌ایم، تا یاد‌گیری حروف الفبای کُردی، چه از نظر نوشتاری و هم از نظر فنوتیک (صدای حروف) کاملأ واضح و شفاف گردد :

 

 

Av – Agir – Çiya – Mîvan

مهمان          کوه        آتش        آب



Beran – Bizin – Bav – Bihar

بهار         پدر             بُز                قوچ

 

Cacim – Fincan – Canîk

کُره اسب           فنجان             جاجم

 

çar – Çûçik – kemançe

کمانچه        گُنجشک      چهار


Dar – Dîk – Radiyo

رادیو      خروس     درخت


Ker – Şeş – Ewr

ابر       شش        اُلاغ


Êvar – Pênc – Rêwî

رهرو           پنج         غروب


Filçe – Heft – Tilifûn

تلفن          هفت         فلچه


Goşt – Gêrmî – Golik

گوساله         آش          گوشت


Honer – Hirmî – Hîv – Havîn

تابستان      ماه         گُلابی                هُنر


Birîn –  Gizêr – jin

زن       هویج              زخم

 

Taksî – Dîk – Dîwar

دیوار      خروس      تاکسی

 

jin –    jûjî –        Qijik –    Roj

آفتاب             کلاغ         جوجه تیغی        زن


Ker – Kûsî – Kewçî

قاشق       لاک پشت       اُلاغ


FîL -  Lîmû -   Leklek

لَک لَک          لیمو         فیل

 

Mişk – Masî – Mêş – Mûzîk

موسیقی   مگس   ماهی   موش

 

Nan – Mange – Nînik

ناخن         ماده گاو           نان

 

Ordek – Otobûs – Gog

توپ         اتوبوس              اُردک

 

Pîvaz – Pişik – Penîr – Payîz

پائیز           پنیر           گُربه               پیاز

 

Qaz – beq –    qirik

کلاغ      قورباغه         غاز

 

Rovî – Mar –   Çar

چهار            مار         روباه

 

Saet – Sêv –   Sîr

سیر     سیب      ساعت

 

Şêr -     Şîr      –      Şûşe   –    Şeker

شکر              بطری            شیر خوردن       شیر

 

Texte – dest – Tût

توت        دست           تخته

 

Kêrgu – Guçik –   Gul

گُل         گُنجشک       خرگوش

 

Dûr – Bilûr – Kûçî – Bûk

عروس        سگ          نی           دور


Çav – kevir – Deve

شُتُر        سنگ       چشم


Weris – Ewr – Dewrî
بشقاب        ابر         ریسمان


Xak – berx – Xiyar

خیار          بَره         خاک


Radiyo- Meymûn – yêk

یک            میمون                رادیو


Pez –    Derzî -    Xinzîr –   Moz –   Zivistan

زمستان            موز             خوک            سوزن       گوسفند


در اینجا برای مفهوم شدن بکارگیری کلمات کوردی در جمله نویسی، چند جمله زیر بعنوان نمونه عرضه گردیده است:

çiya pir sarin

کوهها خیلی سرد هستند.

Daniyal şagirdek zîrek e

دانیال یک دانش‌آموز زیرکی است.

Rengê qelema min qehweyî ye

رنگ قلم من قهوه‌ای است.

 

مثالهای بیشتر

 

Aa : مانند آ در کلمه آب

Ava

آبادانی

Avêtin

انداختن

Aso

افق

Al

پرچم

Amûr

وسیله

Agir

آتش

Alîka

کمک

Av

آب

Ap

عمو

Aza

آزادی

 

Bb : مانند ب در کلمه باد

Balyoz

سفیر

Bapîv

بادسنج

Berendam

نامزد، داوطلب

Bergîrî

دفاع

Berhem

اثر (کتاب)

Bav

پدر

Bahoz

طوفان، گرد و خاک

Berf

برف

Baran

باران

 

Cc : مانند ج در کلمه بجنورد

Cot

جفت، شخم

Ce

جو

Cem

کنار، پهلو

Can

جان

Car

بار، نوبت

Cîran

همسایه

Cilûg

زبر و زرنگ

Cejn

جشن

Cêwî

دو قلو

Cûtin

جویدن

Cil

لباس (جل)

Civîn

گرد هم آمدن

 

 Çç  : مانند چ در کلمه بلوچ

Çareserî

راه حل

Çar

چهار

Çalakî

فعالیت

Çendanî

چگونگی

Çawan

چطور

Çi

چه، چی

Çil

چهل

- گاهی این حرف در کُردی کُرمانجی به صورت مُشَدَد تلفظ می شود که کمی متفاوت با حرف چ معمولی است (۱).

Çav

چشم

Çêlek

گاو

Çira

چراغ

Çirûsîn

سوسو زدن (نور)

Çilk

قطره

 

De : مانند د در کلمه دیاربکر

Dewletên Yekgirtîyên Amerîka

ایالات متحده آمریکا

Desthilatdarî

حاکمیت

Danezan

اعلامیه

Daxuyanî

بیانیه

Daliqandin

آویختن

Dewlemendî

ثروت

Dilovanî

مهربانی

Dil

دل

Dirav

پول

Dewrî

بشقاب

Dar

چوب، درخت

 

Ee : مانند ا در کلمه اسب

Ez

من

E

پیشانی

Endazyar

مهندس

Evîn

عشق

Encam

نتیجه

Erênî

مثبت

Ewledarî

امنیت

 

Êê : مانند اِ در کلمه انجیل

Êvar

شب

Êş

درد

Ê

دیگر

Êzing

هیزم

Êl

ایل

Êleg

جلیقه

Êriş

حمله

 

Ff : مانند ف در کلمه برف

File

مسیحی

Firaq

ظرف

Firokexane

فرودگاه

Firoke

هواپیما

Fêl

حیله

Fermî

رسمی

Fetisîn

خفه شدن

Fireh

جادار

 

Gg : مانند گ در کلمه برگ

Gel

مردم

Gelserwerî

دموکراسی

Gelek

زیاد

Gazin

گله، شکایت

Gul

گل

Guhdarî kirin

گوش دادن

Gund

روستا

 

Hh : مانند هـ، ـهـ، ـه و ه در کلمات هستی، مهتاب، بله و آه
حـ، ـحـ، ـح و ح در کلمات حاضر، محل، ملیح و لوح

Hatin

آمدن

Hawar

فریاد

Hînbûn

یادگرفتن

Hîvî

امید

Hîndarî

تمرین

Hêz

نیرو

Helbest

شعر

- در کُردی نوشتاری همه حالتهای هـ، ـهـ، ـه، ه، حـ، ـحـ، ـح و ح به صورت Hh نوشته می شوند اما در تلفظ متفاوت می باشند (۱) (۲).

 

Ii : (در فارسی معادل ندارد)

Kirin

انجام دادن

Istandin

خریدن، گرفتن

Hatin

آمدن

Birin

بردن

Birîn

زخم

Şandin

فرستادن

Xwendin

خواندن

Ketin

افتادن

- این حرف در فارسی معادل ندارد و تقریبا شبیه شوا (ای خیلی کوتاه) در انگلیسی است. نباید تلفظ آن را با حرف آی انگلیسی (Ii) اشتباه گرفت.

 

Îî : مانند ای در کلمه ایران

Îro

امروز

Îsal

امسال

Kurdî

کُردی

Revîn

فرار کردن

Îşev

امشب

În

جمعه

Evîn

عشق

 

Jj : مانند ژ در کلمه ژاله

Jin

زن

Jîyan

زندگی

Jan

درد

Roj

روز (آفتاب)

Jehr

زهر

Jêbir

پاک کن

Jêhatî

لایق (زبر و زرنگ)

 

Kk : مانند ک در کلمه ماکو

Kurd

کرد

Kelandin

جوشاندن

Kesk

سبز

Kelebçe

دستبند پلیس

Ketin

افتادن

Kêr

چاقو

Kovar

مجله

- این حرف در کُردی کُرمانجی گاهی مُشَدَد تلفظ می شود. گاهی دو کلمه به یک صورت نوشته اما به دو صورت تلفظ می شوند که معنایشان متفاوت می شود (۱).

ادامه Kk

Kal

پیرمرد

Kevir

سنگ

Kar

بزغاله، کار

Kanî

چشمه

 

Ll : مانند ل در کلمه اربیل

Landik

گهواره

Kendal

چاله

Malper

سایت اینترنتی

Lêker

فعل

Lez

عجله

Law

فرزند (پسر)

Mal

خانه (دارایی)

Lûç

لخت، عریان

 

Mm :مانند م در کلمه مادر

Malbat

خانواده

Malava

خانه ات آباد (خداحافظ)

Mezin

بزرگ

Mist

مشت

Mêr

مذکر، نر

Mê

مونث، ماده

Mişk

موش

 

Nn : مانند ن در کلمه شیروان

Navend

مرکز

Nav

نام

Nalîn

نالیدن

Navdar

مشهور

Karîn

توانستن

Anîn

آوردن

Lêkolîn

جستجو،تحقیق

Nan

نان

 

Oo : مانند ا در کلمه استاد

Ol

دین

Sol

کفش

Nod

نود

Ode

اتاق

Kol

تپه کوچک

Tol

انتقام

Ro

روزه

Ro

روباه

 

Pp : مانند پ در کلمه پاییز

Parastin

محافظت کردن

Parêzer

وکیل

Pêl

موج

Pêl kirin

کلیک کردن (کامپیوتر)

Peyda kirin

پیدا کردن

Peyv

کلمه، سخن

Porr

موی سر

- گاهی این حرف به صورت مُشَدَد تلفظ می شود که حتی می تواند به تغییر معنا نیز منجر شود. Par (پ معمولی) به معنی سهم و قسمت است در حالیکه Par (پ مشدد تلفظ می شود) به معنای پارسال است (۱).

Penêr

پنیر

Paşê

بعد، سپس

Pişt

پشت

Pez

گوسفند

Pirk

عطسه

Poz

بینی

 

Qq : مانند ق در کلمه قوچان

Qelaştin

شکافتن

Qîrîn

فریاد زدن

Qencî

خوبی، نیکی

Qeşa

برف یخ زده

Qijik

کلاغ، بیچاره

Qul

سوراخ

Qelandin

سرخ کردن (گوشت)

 

Rr : مانند ر در کلمه رودبار

Rê

راه

Rêçare

راه حل

Raman

اندیشه

Rizgarî

رستگاری

Rasterast

مستقیم

Piştrast kirin

تایید کردن

Mirov

انسان

Pirr

زیاد

Birrîn

بریدن

- در زبان کُردی برای نوشتن حرف ر مُشَدَد آن را دوبار می نویسند اما در اول کلمه فقط یک بار نوشته ولی مُشَدَد تلفظ می گردد (مثل زبان اسپانیایی).

 

Ss  : مانند س در کلمه ارمنستان

Saljimêr

تقویم

Sa

برای

Sond xwarin

قسم خوردن

Sax bûn

زنده بودن (شدن)

Serxwebûn

استقلال

Sirgûn kirin

تبعید کردن

Salveger

سالگرد

- حروف س، ص و ث در کُردی به یک صورت تلفظ می شوند و با این حرف نوشته می شوند.

 

Şş : مانند ش در کلمه شادی

Şaristanî

تمدن

Şareza

آگاه، دانا

Şandin

فرستادن

Şêlandin

غارت کردن

şîn

آبی، سرسبز

Başûr

جنوب

Şîn

عزا

 

Tt : مانند ت در کلمه تابستان

Tilî

انگشت دست

Tevger

حرکت، جنبش

Torevan

ادیب

Tevlihevî

هرج و مرج

Teze

تازه

Tawanbar kirin

متهم کردن

Taybet

مخصوص، ویژه

- گاه این حرف در بعضی کلمات همانند ط عربی تلفظ می شود یعنی نوک زبان به پشت دندان های بالا در جلو می خورد اما در هر دو حالت به یک صورت نوشته می شوند.
- هر دو حالت تلفظ اشاره شده در یک کلمه مشخص می تواند دو یا چند معنای متفاوت ایجاد کند. Ta یعنی نخ، تب (نوک زبان به پشت دندان های بالا در جلو می خورد) در حالیکه Ta یعنی تا، تا که (ت معمولی) (۱).

Tarî

تاریک

Tu

تو

Tt

چیز

Xwe telandin

خود را پنهان کردن (کمین کردن)

 

Uu : مانند ئو در کلمه کورد (کُرد با تلفظ کُردی)

Kurd

کُرد

Gul

گل

Ku

که، کند (مقابل تیز)

Ustî

گردن

Gurrîn

غریدن

Kundir

کدو

Hundur

داخل

- این آوا در فارسی وجود ندارد. این یک حرف صدادار مدور با گشادگی متوسط است. با تلفظ کلمه peu (کم) درفرانسه قابل مقایسه است.

 

Ûû : مانند و در کلمه بوستان

û

(حرف ربط) و

Rûniştin

نشستن

Cûtin

جویدن

Bûk

عروس

Hînbûn

یادگرفتن

Rû

روی (صورت)

Bûn

بودن (شدن)

 

Vv : مانند و در کلمه ولی

Vala

خالی

Veşartin

پنهان کردن

Vîn

اراده

Devok

گویش

Berdevk

سخنگو (سازمان…)

Ev

این

Hevdu

همدیگر

- در تلفظ این حرف دندانهای بالا روی لبهای پایین قرار می گیرند.

 

Ww : مانند و در کلمه والد (با تلفظ عربی)

Westîyan

خسته شدن

Rawestan

بلند شدن، توقف کردن

Ewan

آنها

Wêne

عکس

Wane

درس

War

سرزمین

Winda bûn

گم شدن

- این یک آوای دولبی است و دندان ها روی لب قرار نمی گیرند.
- اشتباه در تلفظ این دو حرف می تواند تفاوت معنایی ایجاد کند: Ew یعنی آن و Ev یعنی این.

 

Xx : مانند خ در کلمه خاک

X

صلیب

Xal

خال، دایی، تبصره

Xang

خواهر

Xwendin

خواندن

Ax

خاک

Xanî

ساختمان

Xebat

کار، مبارزه

Bax

باغ

- حرف غ عربی هم با این حرف نوشته می شود (۳).
- گاهی این حرف به صورت مُرکب نوشته می شود که تلفظ آن شبیه تلفظ قدیمی کلماتی مانند خواهر، خواربار و … در فارسی می باشد.

Xw

خوش

Xwestin

خواستن

Xweser

خودسر

Daxwaz

درخواست

 

Yy : مانند ی در کلمه یاور

Yek

یک

Yekîne

واحد

ywendî

ارتباط

Yekîtîya Avrûpa

اتحادیه اروپا

Yar

یار، دوست

Yarmetî

کمک

Giryan

گریه کردن

 

Zz : مانند ز در کلمه زندگی

Zirav

نازک

Zarok

بچه

Zik

شکم

Zor

زور

Ziman

زبان

Zanist

دانش

Zanyar

دانشمند

Zanîngeh

دانشگاه

Zanîngok

دانشکده

- همه حروف ز، ذ، ض و ظ در کُردی با همین حرف نوشته می شوند.

 

اگه اشتباهی ( چه تایپی و چه گرامری ) وجود داره حتما بهم بگین

موفق باشید