درباره کُـــرمانج و زبان کُـــــرمانجــــی

کُرمانج نام گروه بزرگی از کُردها است که به گویش کُرمانجی سخن می‌گویند.

کُرمانج" که به " کُرد شمال " نیز معروف است کم و بیش حدود 70% تمام کُردهای جهان را که امروزه در بیش از 30 کشور جهان پراکنده اند شامل می شود .

با این حال مهمترین سکونتگاههای کُرمانج ها عبارتند از : سراسر جنوب و بخش هایی از شرق و مناطق مرکزی ترکیه یا کُردستان ترکیه، کُردستان سوریه، کُردستان عراق و بسیاری از کشورهای آسیای میانه و اروپا که بعضا جوامع چند صد هزار نفری کُرمانج ها را در خود جا داده اند .

کُرمانج‌ها در نواحی مختلف ایران پراکنده هستند از جمله در نواحی‌ای از بلوچستان و سیستان و در ناحیهٔ دماوند (تهران) به ویژه در روستاهای سربندان، جابان و سرخده و شهرستان رودبار به ویژه عمارلو و خورگام ساکن هستند.

یکی از مهمترین نقاط کُرمانج نشین که به شواهد آمار حدود دو میلیون نفر از این قوم در آن زندگی و متأسفانه به دلیل جدا بودن از دیگر نقاط تجمع کُردها کمتر مورد توجه بوده "شمال خراسان " و شمال شرقی ایران است .

کُرمانجی در سرتاسر کُردستان ترکیه و کُردستان سوریه، بخشی از کُردستان عراق، استان آذربایجان غربی در شهرستان‌های ارومیه، سلماس، خوی، ماکو، چالدران تکلم می‌شود.

همچنین در شمال شرق ایران و در استان‌های خراسان شمالی و خراسان رضوی گویش غالب در شهرستان‌های بجنورد، اسفراین، قوچان، شیروان، کلات نادری و "مانه و سملقان"، کُرمانجی است.

کُرمانجی در شهرستان‌های درگز، چناران و فاروج با در اختیار داشتن درصدی بالا، زبان دوم است. با توجه به مهاجرت‌های گستره از سایر شهرهای کُرد زبان شمال خراسان به مشهد شمار کُرمانج‌های ساکن در مشهد قابل توجه است .

در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش میباشد که عمده ساکنان بخش خورگام که شامل روستاهای بره سر چها محل جلالده وبیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به زبان کُرمانجی صحبت میکنند پیرکوه و کرماک و دوسالدیه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل و نیز در قسمت‌های کُردنشین ارمنستان و قزاقستان و استان‌های کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجانبه کُردی کُرمانجی تکلم می‌شود.

بیشتر کُردهای ساکن اروپا به زبان کُرمانجی تکلم می‌کنند. کُرمانجی با آنکه از لهجه‌های مختلفی تشکیل شده‌است ولی لهجه مرجع و کتابی (معیار) آن به لهجه جزیری در کُردستان ترکیه شبیه‌است که از زمان‌های دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی تیران، ماموستا جیگر خوین و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کرده‌اند.

شرانی، شاقی {شکاکی}، موصولانلو، زاخورانی و صربیانی و شاهین دژ و بعضی از روستاهای شهرستان هشترود و ماه نشان در آذربایجان شرقی به این گویش سخن می‌گویند.این فقط گوشه‌ای از مناطقی بود که در آن کُرمانجی مرسوم است .

در مناطق دیگری مثل منطقه اوریاد درحوالی میانه و در روستاهای هشترود و شهرستان پری در آذربایجان شرقی نیز تا چند سال پیش مردم آنجا پوشش کُرمانجی داشتند و به این گویش سخن می‌گفتند که به تدریج و به علل خاص زبان خود را کنار گذاشته و ترکی صحبت کردند گرچه هنوز زبان کُرمانجی در پیرمردان و پیرزنان آن نواحی استفاده می‌شود.

در خراسان بزرگ نیز کُرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد اتصال می‏‏دهد و به مرز ترکمنستان محدود می‌شود، تکلم می‌شود. ساکنین برخی روستاهای ترکمنستان که هم مرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این زبان تکلم می‌کنند.

در اطراف شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کُرمانجی تکلم می‌کنند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیر انلو، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجی آباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفور آباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق و دلیلر 

بیش از دو سوم از کُرد زبانان جهان به گویش کُرمانجی تکلم می‌کنند.

کُرمانج‌های خراسان

مکان اصلی سکونت این قوم در ایران در شهرهای و روستاهای شمال خراسان رضوی و خراسان شمالی است. شهر قوچان، شیروان، بجنورد، اسفراین، چناران و درگز از مهمترین شهرهای سکونت این قوم اصیل ایرانی است و اکثر مردم این ناحیه به زبان کُرمانجی گویش دارند.

در کشور ترکمنستان نیز عده قابل توجه ای به زبان کُردی کُرمانجی تکلم دارند که از جمله انها می توان به شهر فیروزه اشاره کرد. کُرمانج‌ها از ایل های کُرد ایران بوده و از مهمترین آن‌ها می‌توان به زعفرانلو / بیچرانلو / قاچکانلو اشاره کرد.

به لحاظ زبانی همانند ویژگی های فیزیکی و رفتاری، کُردها در تمام شاخه ها شباهت بسیار دارند اما عمده تفاوت لهجه های آنان این است که به ترتیب از نقاط جنوبی به سمت شمال زبان کُردی به طرف ساده تر شدن و خلاصه گویی پیش می رود .

کُرمانج های خراسان نیز به تبع این تغییر با زبانی ساده تر و اختصار گراتر سخن می گویند و گر چه متأثر از زبان فارسی و عربی دخل و تصرفاتی در آن بعمل آمده، اما صد البته - برای کُرمانج های دیگر نقاط جهان براحتی قابل فهم و مکالمه است .

کُرمانج های خراسان به لحاظ مذهبی، تماما شیعه مذهبند و گویا یکی از عمده دلایل کوچ این قوم به خراسان شمالی نیز قرابت مذهبی با دیگر ایرانیان است .

مهمترین نقاط اسکان کُرمانج ها در خراسان عبارتند از شهرهای : قوچان، بجنورد، اسفراین، شیروان، مشهد، چناران، درگز، کلات، آشخانه، مانه و سملقان، فاروج، باجگیران، و ....

اما در مجموع حضور کُرمانج ها در روستاها نمود بیشتری دارد تا در شهرها چرا که اغلب آنان به مشاغلی همچون دامداری و کشاورزی مشغولند و بالطبع ناگزیر از زندگی کوچ نشینی و روستانشینی اند .

مهمترین ییلاقات عشایر این قوم شامل رشته کوههای گُلیل، هزار مسجد، آلاداغ و شاه جهان است . کُرمانج های خراسان مردمی مهربان و سخاوتمند و معروف به راستی و درستی اند . در طی سالهای حضور خود در خراسان، به نشانه حماسه آفرینی و سربلندی همیشه، بارها و بارها در مقابل هجوم اقوام آسیای میانه بویژه ترکمانان صف آرایی کرده اند و برای حراست از یار و دیار و دین و سرزمین خویش جان بر کف نهاده اند .

امثال سردار اِوض( عِـــوَض)،  ججوخان  و گل محمد معروف به "خان کلمیشی" از جمله سرداران و جنگاورانی هستند که در نبرد با دشمنان داخلی و خارجی خویش، تا سر حد مرگ ایستاده اند و اکنون پس از سالها، در میان اشعار ترانه ها و خاطرات مردم نام خود را جاودانه کرده اند .

کُرمانج های خراسان مردمی صاحب ذوق و شاعر مَسلک اند، چنانکه کمتر کسی از ایشان را می توان سراغ کرد که دستی در شعر و شاعری و آواز نداشته باشند . هزاران قطعه شعر در قالب های "لو "و "سه خشتی " در میان کُرمانجها زمزمه می شود که هیچکدام سراینده مشخصی ندارند و این خود از شکل دادن روح جمعی این قوم به این اشعار حکایت می کند . با این وجود، در میان کُرمانج های خراسان یک نام بزرگ و احترام انگیز به گوش می رسد که وقتی از شعر و آواز حرف می زنیم ناگزیر باید کنارش توقف کنیم و به احترام او کلاه از سر برداریم :

جعفر قلی زنگلی : جعفر قلی را هر کُرمانجی در خراسان می شناسد . شاید در میان اقوام و ملل به کمتر شاعری می توان برخورد که در این سطح و عمق به ذهن و زبان مردم راه یافته باشد . امروزه، دیوان جعفر قلی که به همت کلیم الله توحدی - محقق و نویسنده کُرد - گردآوری و منتشر شده است در اغلب خانه های کُرمانج زبانها یافت می شود .

زندگی او که مشهور است در جوانی او را عشقی شور انگیز به بیابانها و کوهستانها کشاند سرشار از رمز و راز و ابهام است . در واقع می توان گفت گر چه بیش از یک و نیم قرن از پایان حیات او نمی گذرد ولی کم و کیف زندگی جعفر قلی همانند معشو قه اش "ملواری " با تلفیقی از قصه پردازی و واقعیت در غبار حدس و گمان فرو رفته است .

الفبا و نوشتار

برای نوشتن کُرمانجی در ترکیه و سوریه از حروف لاتین، در کُردستان عراق و ایران از خط عربی و در قسمت کُردنشین ارمنستان از خط سیریلیک استفاده می‌شود.

در استان‌های خراسان رضوی، خراسان شمالی و آذربایجان غربی به عنوان مهمترین استان‌های کُرمانج‌نشین در ایران، کاربرد حروف لاتین در حال گسترش است.

الفبای کُردی از ۳۱ حرف تشکیل می‌شود:

A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z


زبان کردی دارای ۸ مصوت است:

 

کُردی

a

e

ê

i

î

o

u

û

 

فارسی

آ (مثل آرام)

أ (مثل اندک)

إ مثل (امروز)

‌ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

‌ای (مثل ایلام)

أ (مثل أردک)

او کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

او (مثل دوست)

 

 

و نیز دارای ۲۳ صامت است:


کُردی

b

c

ç

d

f

g

h

j

k

l

m

n

p

q

r

s

ş

t

v

w

x

y

z

 

فارسی

ب

ج

چ

د

ف

گ

ه

ژ

ک

ل

م

ن

پ

ق

ر

س

ش

ت

و (تو پُر) (مثل ویژگی)

و ( تو خالی ) (مثلwindow)

خ

ی (مثل یاور)

ز

 

 


در اینجا کلماتی را بعنوان نمونه در ارتباط  با هر یک از حروف الفبا ذکر کرده‌ایم، تا یاد‌گیری حروف الفبای کُردی، چه از نظر نوشتاری و هم از نظر فنوتیک (صدای حروف) کاملأ واضح و شفاف گردد :

 

 

Av – Agir – Çiya – Mîvan

مهمان          کوه        آتش        آب



Beran – Bizin – Bav – Bihar

بهار         پدر             بُز                قوچ

 

Cacim – Fincan – Canîk

کُره اسب           فنجان             جاجم

 

çar – Çûçik – kemançe

کمانچه        گُنجشک      چهار


Dar – Dîk – Radiyo

رادیو      خروس     درخت


Ker – Şeş – Ewr

ابر       شش        اُلاغ


Êvar – Pênc – Rêwî

رهرو           پنج         غروب


Filçe – Heft – Tilifûn

تلفن          هفت         فلچه


Goşt – Gêrmî – Golik

گوساله         آش          گوشت


Honer – Hirmî – Hîv – Havîn

تابستان      ماه         گُلابی                هُنر


Birîn –  Gizêr – jin

زن       هویج              زخم

 

Taksî – Dîk – Dîwar

دیوار      خروس      تاکسی

 

jin –    jûjî –        Qijik –    Roj

آفتاب             کلاغ         جوجه تیغی        زن


Ker – Kûsî – Kewçî

قاشق       لاک پشت       اُلاغ


FîL -  Lîmû -   Leklek

لَک لَک          لیمو         فیل

 

Mişk – Masî – Mêş – Mûzîk

موسیقی   مگس   ماهی   موش

 

Nan – Mange – Nînik

ناخن         ماده گاو           نان

 

Ordek – Otobûs – Gog

توپ         اتوبوس              اُردک

 

Pîvaz – Pişik – Penîr – Payîz

پائیز           پنیر           گُربه               پیاز

 

Qaz – beq –    qirik

کلاغ      قورباغه         غاز

 

Rovî – Mar –   Çar

چهار            مار         روباه

 

Saet – Sêv –   Sîr

سیر     سیب      ساعت

 

Şêr -     Şîr      –      Şûşe   –    Şeker

شکر              بطری            شیر خوردن       شیر

 

Texte – dest – Tût

توت        دست           تخته

 

Kêrgu – Guçik –   Gul

گُل         گُنجشک       خرگوش

 

Dûr – Bilûr – Kûçî – Bûk

عروس        سگ          نی           دور


Çav – kevir – Deve

شُتُر        سنگ       چشم


Weris – Ewr – Dewrî
بشقاب        ابر         ریسمان


Xak – berx – Xiyar

خیار          بَره         خاک


Radiyo- Meymûn – yêk

یک            میمون                رادیو


Pez –    Derzî -    Xinzîr –   Moz –   Zivistan

زمستان            موز             خوک            سوزن       گوسفند


در اینجا برای مفهوم شدن بکارگیری کلمات کوردی در جمله نویسی، چند جمله زیر بعنوان نمونه عرضه گردیده است:

çiya pir sarin

کوهها خیلی سرد هستند.

Daniyal şagirdek zîrek e

دانیال یک دانش‌آموز زیرکی است.

Rengê qelema min qehweyî ye

رنگ قلم من قهوه‌ای است.

 

مثالهای بیشتر

 

Aa : مانند آ در کلمه آب

Ava

آبادانی

Avêtin

انداختن

Aso

افق

Al

پرچم

Amûr

وسیله

Agir

آتش

Alîka

کمک

Av

آب

Ap

عمو

Aza

آزادی

 

Bb : مانند ب در کلمه باد

Balyoz

سفیر

Bapîv

بادسنج

Berendam

نامزد، داوطلب

Bergîrî

دفاع

Berhem

اثر (کتاب)

Bav

پدر

Bahoz

طوفان، گرد و خاک

Berf

برف

Baran

باران

 

Cc : مانند ج در کلمه بجنورد

Cot

جفت، شخم

Ce

جو

Cem

کنار، پهلو

Can

جان

Car

بار، نوبت

Cîran

همسایه

Cilûg

زبر و زرنگ

Cejn

جشن

Cêwî

دو قلو

Cûtin

جویدن

Cil

لباس (جل)

Civîn

گرد هم آمدن

 

 Çç  : مانند چ در کلمه بلوچ

Çareserî

راه حل

Çar

چهار

Çalakî

فعالیت

Çendanî

چگونگی

Çawan

چطور

Çi

چه، چی

Çil

چهل

- گاهی این حرف در کُردی کُرمانجی به صورت مُشَدَد تلفظ می شود که کمی متفاوت با حرف چ معمولی است (۱).

Çav

چشم

Çêlek

گاو

Çira

چراغ

Çir&uc

/ 2 نظر / 156 بازدید
جواد کارگزاری

درود وبلاگ زیبای شما به فهرست پیوندهای وبلاگ قره تیکان اضافه شد. پیروز باشید بدرود

طاهره

سلام لطف كنيد درنشان دادن لباس هاي محلي لباس هاي خود روستاي چرم كهنه را نشان دهيد با تشكر